تبليغاتX
حـــــــضــــــــرت عـــــــــشــــــــق

يادگرفتم
تاريخ: شنبه 1387/09/16 ساعت :3:20 بعد از ظهر

يادگرفتم كه عشق با تمام عظمتش

دو،سه ماه بيشتر زنده نيست.

ياد گرفتم كه عشق يعني فاصله

 و

 فاصله يعني دو خط موازي كه هيچگاه به هم نمي رسند.

 ياد گرفتم در عشق هيچكس به اندازه خودت وفادار نيست

و

 ياد گرفتم هر چه عاشق تري ، تنهاتري.

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
می دونست ، ولی رفت
تاريخ: شنبه 1387/09/16 ساعت :3:19 بعد از ظهر

تا تونست  منو سوزندو خودشو تو دل نشوندو

عشق از چشام نخوند و رفت وپش من نموندو

می دونست تنهایی درده رفت و دیگه بر نگرده

ولی از چشام نخوندو دل منو دیونه کرده

می دونست دلم اسیره ولی رفت

می دونست گریم میگیره ولی رفت

می دونست تنهایی سخته می دونست

می تونست باهام بمونه نتونست

می دونست دلم شکسته ولی رفت

غم اون تو دل نشسته ولی رفت

می دونست تنهایی سخته می دونست

می تونست باهام بمونه نتونست

می تونست منو بدونه از خودش

پس بگو دوست دارم ها چی شده

می تونست بازم کنارم بمونه

بدونه بی اون میمیره بدونه

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
چـــــــــــــکمه های سوراخ
تاريخ: شنبه 1387/09/16 ساعت :3:16 بعد از ظهر
هزاران نفر برای امدن باران دعا کردند

 

غافل از اینکه خدا با کودکی است

 

که چکمه هایش سوراخ است

 

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
راز خوشــــــــــــــــبختی
تاريخ: شنبه 1387/09/16 ساعت :3:15 بعد از ظهر
برخاک بخواب نازنین تختی نیست

 

اواره شدن حکایت سختی نیست

 

از  پاکی  اشکهای خود  فهمیدم

 

لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
ای کـــــــــــــاش
تاريخ: شنبه 1387/09/16 ساعت :3:13 بعد از ظهر

ای کاش راه گریزی بود!

از خواب های دروغین زندگی

از انتظار مبهم این لحظه های سرد

ای کاش راه گریزی بود...

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
خـــــــــــــــــــــــــــــــــداوندا!
تاريخ: شنبه 1387/09/16 ساعت :3:12 بعد از ظهر

به مسلخ بردن انسان را

به دار آویختن عشق و محبت را

به گورستان سپردن آرزوها را

و دل بستن چه دردی بود!

 

باور نمی کنم اکنون

آن دستهای صادق و محجوب

آلوده اند به خون نجابتم ...........................

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
خــــــانه قلب
تاريخ: شنبه 1387/09/16 ساعت :3:10 بعد از ظهر
بر در خانه قلب تو بسی حلقه زدم

عاقبت نیز تو از سنگدلی در نگشودی

نه دل از مهر تو کندم، نه از آن خانه گذشتم

چه کنم وای که سهم من از این عشق تو بودی

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
ســــــــــــــیب ســـــــــــــــرخ
تاريخ: شنبه 1387/09/16 ساعت :2:33 بعد از ظهر

سیب سرخی را به من بخشید و رفت

ساقه سبز دلم را چید و رفت

 عاشقانه های مرا باور نکرد

عاقبت بر عشق من خندید و رفت

 با غم عشقش مدارا می کنم

بی مروت گریه ام را دید و رفت

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
تــــــــــــــــــــسلیم
تاريخ: شنبه 1387/09/16 ساعت :2:32 بعد از ظهر

و من دستانم را به نشان تسلیم بالا اوردم

اری من تسلیم بودم تسلیم عشق زیبای تو

تا به خود امدم تو در قلبم چنان جای زیبایی باز کرده بودی که دیگر خود را ندیدم

من در زندان مهربانی تو اسیر بودم و برای اولین بار در تاریخ کسی به زندانی بودن خود می بالید

هر روز بیشتر از دیروز

ای الهه عشق من!محبوب زیبای من

به عشق پاکمان تا انتهای بینهایت به انتظارت خواهم نشست!

دوستت دارم زیبا ترین من

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
يادمـــــــان باشـــــــد
تاريخ: شنبه 1387/09/16 ساعت :2:17 بعد از ظهر
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم                                    

گر در خویش شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست                                          

گر شکستیم ز غفلت من وما یی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم                                      

 وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم

 یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند                                          

طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم


 

یادت باشه وقتی خدا به تو میگه باشه، دقیقاً همون چیزی رو که می خوای بهت می ده ولی وقتی میگه نه می خواد یه چیز بهتر بهت بده

و وقتی میگه صبر کن داره بهترین چیز رو برات آماده می کنه.

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
زندگی
تاريخ: پنجشنبه 1387/04/06 ساعت :2:54 بعد از ظهر

زندگی مثل یک جاده در یک دشت قشنگ است

 

تمام لذتت را از مناظر زیبایش ببر،

 

چون انتهای جاده تابلویی نصب شده

 

که روی ان نوشته :

 

(دور زدن ممنوع)

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
یک پنجره برای دیدن
تاريخ: پنجشنبه 1387/04/06 ساعت :2:47 بعد از ظهر
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی
در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــ*

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
جرم عاشقي...
تاريخ: پنجشنبه 1387/04/06 ساعت :2:38 بعد از ظهر
اگر عاشقي جرم و

 
                        عشق گناه است...


  خواستم تنها گناهم تو باشي


                                    اما...


   خداوند به كيفر اين گناه


                               تو را از من گرفت...

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
سادگي را دوست دارم...
تاريخ: پنجشنبه 1387/04/06 ساعت :2:36 بعد از ظهر

سادگي را دوست دارم

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا....

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست ...

و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

سادگي را دوست دارم چون با صداقت است هيچ دروغي درآن راه نداردمانندکودکي است که با

 چشمان معصوم اش به همه نگاه ميکند وبا معصوميت اش هزاران حرف به دنيا ميزند...

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
غروب عشقم را کنار ساحل غم نظاره کردم و جانم آتش گرفت اما.....
تاريخ: پنجشنبه 1387/04/06 ساعت :2:36 بعد از ظهر
قسم خوردم ، قسم خورده مي مانم

  چون عشق تو گفته ام يار تو خواهم ماند

  ما را هراسي نيست از بي وفايي

  گر تو بي وفايي کني من وفادار خواهم ماند

  بيا و سوگند ياد کن که چون مجنون عاشق

  که تا زنده اي به عشق ليلي وفادار خواهي ماند

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
يک روز باراني
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :2:9 قبل از ظهر

يک روز باراني با تو آشنا شدم؛ رفتيم، گفتيم، خنديديم ، چقدر خوش بوديم خيس شديم! و هنوز

باران ميباريد که از هم گذشتيم؛ تو به سوئي رفتي و من به ديگر سو خيس شديم! ..... و حالا وقتي

باران مي بارد نمي دانم بخندم يا گريه کنم؟ زيرِ باران کدام خاطره را نگاه دارم و کدام را بشويم

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
همیشــــــــــــــه بارانی
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :2:8 قبل از ظهر

چقدردوست داشتم حرفهایم را بفهمید. چقدر دوست داشتم نگاههایم را درک کنید

چقدر دلم می خواست یک نفر از من بپرسد: چرا نگاههایت انقدر غمگین است؟

... چرا لبخندهایت این قدر بی رنگ است؟ ..... اما افسوس که هیچکس نبود

و همیشه من بودم و تنهایی ام .... من و تنهایی و دفتری پر از خاطره

آری ـــــ با شما هستم

شمایی که بی تفاوت از کنارم گذشتید و حتی یک بار هم نپرسیدید

چـــــــــــــرا چشـــــــــــمهایت همیــــــــــشه بارانــــــــــــی اســــت؟

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
هرگز
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :2:7 قبل از ظهر

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري*

هرگز نگو براي هميشه وقتي ميدوني جدا ميشي*

هرگز نگو دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي*

درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد*

هرگز به چشماني نگاه نکن وقتي قصد دروغ گفتن داري*

هرگز سلامي نده وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه*

به کسي نگو تنها اوست وقتي در فکرت به ديگري فکر ميکني*

قلبي را قفل نکن وقتي کليدش رو نداري*

و کسي رو که دوست داري به اين آسوني ها از دست نده

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
قانون گرم انسان
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :2:4 قبل از ظهر

این قانون گرم انسان هاست

كه از انگور باده مي سازند

از ذغال آتش

و از بوسه آدم ها را

اين قانون سخت انسان هاست

كه زنده بمانند

به رغم تلخي ها

به رغم خطر هاي مرگ

اين قانون ملايم انسان هاست

كه آب را به نور تبديل كنند

خواب را به واقعيت

و دشمن را به دوست
نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
سعی کن همیشه تنها باشی
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :2:2 قبل از ظهر

سعی کن همیشه تنها باشی

زیراتنها به دنیا آمده ای و تنها از دنیا خواهی رفت

بگذار عظمت عشق را درک کنی، زیرا آنقدر عظیم است

که تو را و هســـــــــتی تو را نابود می کند

بگذار خانه عشقت خالی از وجود کسی باشد

زیرا اگر عشق در آن منزل کند به ویرانه هایش هم رحم نمیکد

اما...اگر روزی آمد که عاشق شدی

تنها یک نفر را دوست داشته باش

بخواب، بخند و قدم بردار تنها به خاطر او

بگذار عشقی پاک،مقدس و آسمانی داشته باشی

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
دنیا
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :2:1 قبل از ظهر

ســــــعي کــن هــيـــــــــچ مــــوقـع بـه کـــسي دل نـــبـنـدي

چـون ايـن دنـــيا اونـقدر کـوچـيکه ، کـه دو تـا دل کــنار هم تــوش جــا نــمي شــه

اگــه هـــم دل بــســـتي، ســعي کــن هيــچ مــوقــع از دســتــش نــدي

چــون ايــن دنـــيا اونـــــقدر بـزرگــه کـه ديـــگه نـمي تـوني پــيداش کـنـــي

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
در اوج دلتنگي
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :1:54 قبل از ظهر

در اوج دلتنگي و دل شکستگي ،در نهايت بي کسي و بغض

زماني که همه فراموشت کرده اندو محبت و دوستي را از تو

دريغ مي کنند،آن زمان که دستي نمي بيني تا به ياريت بشتابد

و شانه هاي خسته و غمگينت را پناهي باشد ،بدان که هميشه

گوش شنوايي منتظر شنيدن غصه هاي توست

آرام غصه هايت را بگو ، بغض هاي کهنه و نشکسته ات را در

حضورش بشکنو از جاري شدن اشک هاي بي بهانه ات شرم

نکن

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
خداي من
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :1:52 قبل از ظهر

خدايا من در کلبه حقيرانه خود چيزي را دارم


که تو در عرش کبرياي خود نداري


من چون تويي دارم و


توچون خود نداري

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
خداوندا
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :1:51 قبل از ظهر

گویی تمام غمهای عالم چون کوه بر دلم سنگینی میکند

پریشان و بی قرار کنجی نشسته ام و به روزهای خوش گذشته افسوس می خورم

که چه زود گذشت و چرا قدرش را ندانستم .... چرا قدرش را ندانستم؟ چرا؟

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
تفاوت عشق و دوستی
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :1:49 قبل از ظهر

عشق از دوستي سوال کرد : تفاوت من و تو در چيست ؟

دوستي پاسخ داد : من ديگران را با سلامي با هم آشنا مي کنم ولي تو با نگاهي

من آنها را با دروغ از هم جدا مي کنم ولي تو با مرگ
نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
بيهوده تلاش مکن
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :1:49 قبل از ظهر

ای آنکه روزی دلم را به بهای لبخند دروغینت فروختم؛ بیهوده تلاش می کنی؛ دیگر حتی گوشه ای از قلبم را به دنیایی نخواهم فروخت

آری با تو هستم

اشکهایم تمام آنچه از تو در قلبم بر جای مانده بود زدودند و من اکنون دیگر هیچ رد پایی از تو نمی بینم

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
براي تنهايي خودم
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :1:35 قبل از ظهر

آنها که از دور نگاه ميکنند مي گويند:" تو چه کم داري؟ هيچ" و من باران

اشکهايم را در ابرچشمانم پنهان ميکنم

و با لبخند پوچي به نشانه تاييد سر تکان مي دهم

اما خودم ميدانم که هر گاه درون خود را ميکاوم به يک غم بزرگ ميرسم

و آن غم نبودن توست !!! من در کنار همه تو را کم دارم

اي سپيدي بي انتهاي محبت

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
انتهای زندگی
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :1:34 قبل از ظهر

انتهای زندگی کجاست؟

ايا انجايی نيست که غرور می شکند؟

ياجايی ست که قلب عاشق می شکند؟

قلب عاشقی که برای غرور شکست

ديگر استوار نگرديد

ولی در همان قلب شکسته

رود خروشان عشق جاريست

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
اگه يــك روز
تاريخ: شنبه 1386/07/14 ساعت :1:33 قبل از ظهر

اگه يــك روز فـكـــر كــردي نــبــودن يـــه كــسي بهــتـــر از بــودنـشـــه

چشـــمات رو بـبـنـــد و اون لحـــظـه اي كـــه اون كــنـارت نباشـــه رو بــه خــاطـــر بيــــار

اگـــه چــشـمـات خـــيس شــــــد بدون داري بــه خـــودت دروغ مـي گـي و هـــنوز دوســتش داري

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
شب را دوست دارم
تاريخ: چهارشنبه 1386/02/05 ساعت :11:25 بعد از ظهر

شب را دوست دارم بخاطر تاريکی....

تاريکی را دوست دارم بخاطر تنهايی...

تنهايی را دوست دارم بخاطر فکر کردن ...

فکر کردن را دوست دارم بخاطر تو...

تو را دوست دارم بخاطر چشمانت...

چشمانت را دوست دارم

بخاطر قطرات اشکی که ميدانم بر سر مزارم خواهی ريخت

نوشته شده توسط مهدی جعفری | موضوع: | لينک ثابت |
onLoad and onUnload Example